یان مسئله
تعلیم و تربیت انسانها کاری پر ارزش و نیاز به دقت فراوان، صرف وقت زیاد، صبر و تحمل و وجود افراد
شایسته و با فضیلت دارد. چگونه ممکن است برای تربیت اسب؟ افرادی کاردان و متخصص لازم باشد
ولی برای تربیت انسانها همه کس بتواند انسانها را تربیت کند؟
شناخت افکار و عقاید دیگران [و تطبیق و تدقیق آنها] ما را در بهبود کیفیت فعالیتهای تربیتیمان
( کمک میکند. (ابراهیم زاده ، 1386 ،ص 68
این که مربیان و معلمان برای یافتن پاسخ بعضی از سوالات خود به فلسفه روی میآورند از این جهت
است که اصولا مکتب فلسفی دارای بعد تربیتی است و ممکن است یک سری آراء تربیتی منظم و
منسجم به طور مستقیم یا غیر مستقیم از آراء و عقاید یک فیلسوف یا یک مکتب فلسفی انتزاع شوند و
یا اینکه ممکن است سنن ، آداب اجتماعی و نهادهایی در جامعهای به وجود آیند که خود منجر به
ایجاد یک فلسفه خاص تربیتی گردند.
از طرف دیگر ایجاد نظامهای پیچیده آموزشی و پرورشی با بودجهای عظیم ، تهیه اهداف و محتوی
کتب درسی و درگیر شدن و درگیر ساختن افراد زیادی در این فرآیند جهت رسیدن به اهداف وسیع
تربیتی در همه شوون زندگی اجتماعی انسانها و به تبع آن تاثیر گذاری زیاد بر سایر شئونات اجتماعی ،
سیاسی و اقتصادی هر جامعهای انکار ناپذیر است. این مهم ؛ در حقیقت مسئله اصلی تربیت انسانها ،
دغدغه دولت ها و زعمای تربیتی در سطح خرد،در سطح ملی و در سطح جهانی میباشد که همه این
موارد به طور مستقیم یا غیر مستقیم نتیجه یا پیامد فلسفه تربیتی ای است که برنامه ریزان و مربیان
تربیتی به آن اعتقاد دارند.